به گزارش تحریریه روزنامه الکترونیکی «رأی الیوم»، در گزارشی به قلم «نجاح محمد علی»، نویسنده و تحلیلگر عراقی، آورده است: آنچه در ونزوئلا رخ داد، یک تنش سیاسی یا بحران داخلیِ خارج از کنترل نبود؛ بلکه این رویداد از همان لحظه نخست، یک آزمون عملی برای سناریویی خطرناکتر بود که کاراکاس را نادیده میگیرد و بهطور آشکار به تهران اشاره میکند. ربودن «نیکلاس مادورو»، رئیسجمهوری ونزوئلا، و تلاش عملی برای سرنگون کردن وی با قدرت، خارج از چارچوب هرگونه قوانین بینالمللی است و نمیتوان آن را جدا از فضای بینالمللی دانست که بهسوی منطق زور حرکت میکند و در آن، حاکمیت کشورها نادیده گرفته میشود.
نجاح محمد علی نوشت: موضوع قابل توجه آن است که ارتباط میان ایران و ونزوئلا تنها به دلیل هماهنگی مواضع سیاسی و همسویی ژئوپلتیکی نیست، بلکه به همسان بودن ابزارهای استفادهشده نیز مربوط است. محاصره اقتصادی، جنگ روانی و رسانهای ترکیبی، از بین بردن ارزش پول و بهدنبال آن، به خیابان کشاندن شهروندان از طریق فشار معیشتی، مقدمهای برای بینالمللی کردن بحران و ایجاد بهانهای برای دخالت است.
تغییر قیمت ارز؛ سلاحی از کاراکاس تا تهران
وی افزود: بحران هزینههای معیشتی در ایران یک استثنای جهانی نیست. در شهرهای بزرگی مانند لندن، سئول، توکیو و حتی نیویورک نیز مردم با بحران معیشتی مشابه شرایط معیشتی ایران روبهرو هستند. اما تفاوت اصلی آن است که ایران با طبقه دیگری روبهرو است که از طریق تحریمهای هدفمند تلاش میکنند هرگونه نوسانات اقتصادی را به یک بحران وجودی تبدیل کنند.
در ایران، هزینههای معیشت بدون توجیه واقعی اقتصادی بهطور سرسامآوری افزایش یافته است. این وضعیت را نمیتوان از نقش نخبگان لیبرالِ مخالف انقلاب که از دهه هشتاد قرن گذشته نفوذ گستردهای داشتهاند، جدا دانست. این افراد با توافقنامههای مشکوک با آمریکا و حتی رژیم صهیونیستی، برای فروپاشی اقتصاد از داخل تلاش میکنند. این نخبگان خودشان یک کارتل اقتصادی و مالی هماهنگ با خارج تشکیل دادهاند و بازار را به ابزاری برای باجخواهی سیاسی تبدیل کردهاند. انتظار میرفت اعتراضهای واقعی علیه تورم، در روزهای نخست خود، علیه این کارتل وارد عمل شود نه علیه جمهوری اسلامی.
هدف قرار گرفتن ارز با هدف بر هم زدن ثبات
این تحلیلگر عراقی نوشت: این هشدار که ارز جرقهای خواهد بود که ناآرامیهای داخلی را در ایران شعلهور خواهد کرد، از مدتها قبل آشکار شده است. دستکاری در بازار ارز یک اشتباه اقتصادی خودجوش نیست، بلکه یک ابزار امنیتی است که با دقت طراحی شده است. آنچه امروز مشاهده میشود، بهطور دقیق این موضوع را تأیید میکند. بیثباتی و نوسانات ارزی پیش از اعتراضها رخ داد و زمینه را از نظر روانی و اجتماعی برای این ناآرامیها فراهم کرد و سپس از شرایط زندگی و فروپاشی اعتماد به ارز، برای سوق دادن خیابانها به سمت انفجار، سوءاستفاده شد.
این ناآرامیها با شعار سیاسی آغاز نشد، بلکه از شوک پولی آغاز شد. این موضوع از نظر روانی و رسانهای پررنگ شد. هنگامی که ارز هدف قرار میگیرد، زمینه برای طرح فروپاشی از داخل فراهم میشود و این یک تحلیل نظری نیست، بلکه روندی است که بارها آزموده شده است.
اعتراف شرمآور آمریکا به حضور موساد در خیابانهای ایران
تحلیلگر عراقی نوشت: در این زمینه، اعتراف «مایک پومپئو» وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، اهمیت زیادی دارد. هنگامی که او بهعنوان مدیر سابق سیا، بهطور آشکار به «هر مأمور موساد که در خیابانهای ایران در کنار معترضان قدم میزند» تبریک گفت، شوخی نکرد؛ او بیشرمانه میزان دخالت اطلاعاتی در ناآرامیها را فاش کرد. این اعتراف بهتنهایی برای رد هرگونه ادعایی مبنی بر «اعتراضات خودجوش» جدا از دخالت خارجی، کافی است.
ونزوئلا؛ تمرین عملی حمله غیرقانونی
نجاح محمدعلی نوشت: نمیتوان حمله به ونزوئلا را بهعنوان یک رویداد جداگانه تحلیل کرد. این یک «تمرین عملی» برای سناریوی حمله احتمالی به ایران است. منطق آن ساده است و نیازی به هیچ پوشش قانونی یا توجیه سیاسی ندارد. موازنه قدرت اجازه چنین کاری را خواهد داد و این حمله انجام خواهد شد.
در مرحله بعد، احتمال دارد «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی هم با چنین منطقی رفتار کند. حمله بدون توجیه به ایران خواهد بود و کشورهای منطقه بهعنوان میدانهای درگیری خواهند بود. هدف نخست ایران است و در ادامه، برای محدود کردن نفوذ ترکیه تلاش خواهد شد.
ما با بازگشت آشکار به منطق قرن نوزدهم روبهرو هستیم؛ زمانی که جنگها به این دلیل رخ میدادند که کشورها قادر به انجام این کار بودند و به این دلیل که به منابع و بازار نیاز داشتند، نه به این دلیل که قوانین بینالمللی به آنها اجازه انجام این کار را میداد.
نفت؛ قلب نبرد واقعی
ونزوئلا کشوری بحرانزده نیست؛ بلکه یک قطب راهبردی انرژی است. کنترل نفت این کشور به آمریکا یک مزیت حیاتی و سرنوشتساز میدهد. کنترل نفت ونزوئلا زمینه کاهش وابستگی ساختاری این کشور به نفت منطقه خلیج فارس و افزایش توانایی آن برای مهار شوکهای انرژی در صورت رویارویی با ایران، بهویژه اگر حرکت نفتکشهای آن در تنگه هرمز مختل شود، فراهم میکند.
با توجه به این موضوع، هزینههای اقتصادی و سیاسی هرگونه تنش علیه ایران برای آمریکا کاهش مییابد و از نظر آمریکا، این جنگ قابل مدیریت خواهد بود. همچنین این کشور میتواند مهار سیستم پترودلار را از طریق کنترل جریان و قیمت نفت در اختیار داشته باشد؛ بهویژه در شرایطی که قدرتهای نوظهور به رهبری چین برای شکست هژمونی آمریکا تلاش میکنند.
فشار علیه چین از طریق انرژی
تحلیلگر عراقی نوشت: از نظر ژئوپلتیکی، این راهبرد نقطهضعف خطرناکی برای چین است که وابستگی گستردهای به واردات انرژی از منطقه خاورمیانه دارد؛ زیرا واشنگتن موفق شده است میان کنترل نفت ونزوئلا و مهار روندهای انرژی جهانی جاتحادی را ایجاد کند. در نتیجه، قدرت این کشور برای اعمال فشار غیرمستقیم بر پکن افزایش یافته و امنیت انرژی چین شکننده خواهد بود.
شکست تمرین؛ خطری بزرگ
به نوشته تحلیلگر فوق، با این حال، مسیر بدون هزینه نیست. اگر واشنگتن با مقاومت طولانی و فرسایشی در ونزوئلا روبهرو شود، با توجه به زیرساختهای نفتی فرسودهای که بازسازی آنها سالها زمان نیاز دارد، نتیجه معکوس و منابع تخلیه خواهد شد، ظرفیت مداخله در خاورمیانه کاهش خواهد یافت و محاسبات رژیم اسرائیل درباره ایران پیچیدهتر خواهد شد.
تناقض اینجاست: «تمرین» آمریکا در ونزوئلا ممکن است به یک شکست راهبردی برای این کشور تبدیل شود و به عاملی بدل شود که مانع از تکرار سناریو در مقیاس بزرگتر علیه ایران شود.
پایان/













نظر شما